استدلالِ شخصبنياد – قسمت دوم
در یادداشت پیشین به اختصار توضیح دادم که همهی استدلالهای شخصبنیاد لزوماً مغالطی نيستند و هنگام بررسی نقدهایی که حاوی استدلالهایی از اين جنس هستند، باید با احتیاط به بررسی دقیق و تمیز قایل شدن ميانِ انواع مغالطی و غیرمغالطی این نوع ادله پرداخت. در بخشی که از فصل «استدلالهای شخصبنیاد» کتاب تينديل ترجمه شد، نويسنده برای تمیز دادن استدلال مغالطی از استدلال غیرمغالطی، چهار آزمون را در اختيار ما میگذارد که با تکيه بر آنها میتواند مغالطی يا غیرمغالطی بودن استدلال را تشخيص داد. بنا به این توصيه، هنگام ارزیابی يک نقد، برای بررسی وقوع مغالطه در استدلال شخصبنیاد باید چهار سؤال زیر را پرسيد:
۱. آیا حملهای به شخص دیگری در بحثی جدلی صورت گرفته است؟
۲. آيا اين حمله متمرکز بر شخصيت فرد يا شرايط او بوده و از هر گونه بحث دربارهی استدلال او پرهيز کرده است؟
۳. جایی که نتيجهای از موضع يا ادعای حریف گرفته شده است، آيا شواهدِ استدلال شخصبنیاد که در مقدمه ارايه شده است، ارتباطی با ارزیابی شما از موضع يا مدعا دارد و آیا مبنایی وجود دارد که درستی واقعی این شواهد را باور کنيم؟
۴. جایی که شواهد استدلال شخصبنیاد موضوعیت داشته باشند، آيا نتيجهای که از آن گرفته میشود، مناسب و درست است؟
نگرانی قابلفهمی که در فضای ما فارسیزبانان، به ويژه با غلبهی این جو مسموم رسانهای داخل و خارج کشور وجود دارد اين است که این توجهدادنها به انواع غیرمغالطی ادلهی شخصبنیاد ممکن است راه را بر رفتن به سوی انواع مغالطی آن نیز هموار کند. اگر به شرايطی که برای معتبر بودن يک استدلال شخصبنیاد غيرمغالطی وجود دارد، توجه کنيم، میبینيم که این نگرانی وجهی ندارد. چنين نيست که هر استدلال شخصبنیاد لزوماً مغالطی است. در بخش دوم ترجمهی این فصل که در زیر آمده است، نويسنده صورتهای مختلف استدلال شخصبنياد را که میتواند منجر به مغالطه و صدمه زدن به استدلال صحيح شود، آورده است.
برای فهم بهتر موضوع، مثالهایی روشنتر میزنم تا خواندن متن روانتر شود. فرض کنید کسی در يک دستگاه دولتی در نظام جمهوری اسلامی کار میکند. همین فرد، ممکن است جایی از نظام جمهوری اسلامی دفاع کند. يک استدلال شخصبنیاد مغالطی ممکن است بگوید دفاع فلانی از جمهوری اسلامی بیاعتبار است چون فلانی برای جمهوری اسلامی کار میکند و منافعاش اقتضا میکند که چنين ادعايی را بکند. این ادعا (بیاعتبار بودن استدلال کسی که برای جمهوری اسلامی کار میکند)، تنها زمانی معتبر است که بتوانیم نشان بدهيم اثری از وضعیت و موقعيت او (به عنوان کارمند یا کارگزار جمهوری اسلامی) در استدلال او مشهود است. در غیر این صورت، استدلال اين کارگزار یا کارمند جمهوری اسلامی به همان اندازه معتبر است که استدلال کس ديگری که برای جمهوری اسلامی کار نمیکند و هيچ منفعتی هم از بر سر کار بودن اين نظام نمیبرد. نکتهی بسيار ظریفی که باعث میشود مرز میان استدلال و مغالطه در این نوع نقد باريک و تشخیص آن دشوار باشد، همين اثری است که جايگاه شخص ممکن است بر نوع استدلال او بگذارد. (به جای جمهوری اسلامی، میتوانید بگذارید آمریکا، انگليس، راست، چپ، کمونیسم يا هر چيز دیگری).
نمونهی شناختهشده و بسیار روزمرهی استدلال مغالطی شخصبنياد، حمله به شخصیت فرد است (که در زیر دربارهاش بحث شده است). در این نوع استدلال، گفته میشود که فلانی چون اين صفات و خصوصیات منفی را دارد، پس سخناش هیچ اعتباری ندارد و ديگر نباید به او توجهی کرد. اين استدلال مغالطی است. اما کسی ممکن است در نقد آن فرد، به ادلهی او بپردازد و ارکان استدلال او را سست کند و باز هم همين سخنان را بگوید. استدلال او همچنان معتبر است ولو به درست یا غلط حریف خود را متهم به داشتن ويژگیهایی منفی کند. در این نوع استدلال، نمیتوان نقدِ منتقد را تنها به بهانهی اينکه به شخصیت انتقادشونده تاخته است، نادیده گرفت. اينجاست که آن چهار سؤال بالا در ارزیابی چنين نقدهایی مهم میشود.
چنانکه در بخش پيشين ترجمه، نويسنده اشاره میکند، استدلال شخصبنياد مغالطی مشکلات زیر را دارد:
۱. مدعی بر مبنای ارايهی شواهدی که اعتبار یک شخص را زیر سؤال میبرد، نتيجه میگیرد که موضع او نادرست است.
۲. ويژگیهای شخصیتی فردی که مدعی توجه ما را به او جلب میکند ارتباط با موضعی که فرد از آن حمايت میکند، ندارد. اينجا، ملاحظات نامربوط به ميان کشيده میشوند.
۳. در بستر يک گفتوگو، مدعی کوشش میکند که طرف ديگر را با حمله به او به طریقی و پرهيز از مواجه شدن با نظر او، از پيش بردن نظرش باز دارد. در این مورد، توجه به خود شخص معطوف میشود و مسأله به فراموشی سپرده میشود.
لذا برای تشخیص غیرمغالطی بودن یک نقد در استدلالی شخصبنیاد، بازگشت به چهار سؤال بالا و در نظر آوردن سه مورد فوقالذکر به واکاوی نقد کمک مؤثری میکند. در ادامه قسمت دوم این ترجمه را میخوانید که باز هم حضرت یاسر زحمت ویرايش آن را کشيده است.
