چنان نماند و چنين نيز هم نخواهد ماند
بارها نوشتهام که ملت ما گنجينهای دارد شگفتآور از فرهنگ و هنر و ادبياتی که سرچشمهی اميد و جانمايهی بينشی است که افقی فراتر از حوادث روزمره را پيش روی آدمی میگذارد. اين غزل شگفتآور حافظ که در تاريکترين روزگار سرزمين ما سروده شده است، مضمون درخشان اميد و ايمان به برآمدن آفتاب از ميانهی ظلمت بیکرانه را به شيواترين شکلی پرورانده است.
آنچه در زير میشنويد، آوازی است از شجريان در ماهور که در اجرايی خصوصی با سهتار محمدرضا لطفی و نی محمد موسوی روی اين غزل حافظ اجرا شده است. تاريخاش گمان میکنم سالی در دههی ۶۰ باشد. تمام اينها را وقتی کنار هم بگذاريم، به خودی خود معنايی مهم پيدا میکنند. صدای شجريان، ساز لطفی و موسوی و انتخاب غزلهای حافظ را وقتی میگذاريم کنار نحوهی ادای ابيات و تکيهها و تأکيدهايی که روی کلمات میشنويم آن هم در آن بستر زمانی و تاريخی، گویی داريم روزگار حالِ خودمان را از نو میشنويم. صدای شجريان شفافيت و صلابتی دارد که بیشک اين اجرا را میتوان در زمرهی يکی از بهترين آوازهای شجريان قلمداد کرد. ضبط برنامه، حرفهای نيست و اجرايی است خانگی که پس از کار فراوان به شکل حاضر در آمده است.
بشنويد و محظوظ شويد.