عزل متکی: نشانهای معنادار
امروز محمود احمدینژاد وزير خارجهاش را درست در ميانهی سفری دیپلماتیک عزل کرد. همین جمله به قدر کافی معنادار است.
عزل متکی در حین سفر تنها به معنای عزل او نیست؛ معنای صريحِ ديگرش تحقیرِ اوست. رييس دولت کودتا و وزير خارجهاش مدتهاست با هم اختلاف دارند ولی علنی کردن اين اختلاف آن هم به این شکل تنها از کسی بر میآمد که پروفایل روانی و شخصیتی محمود احمدینژاد را داشته باشد. این يک عزل عادی نيست؛ عزلی است تحقيرگرانه که تنها با متخلفان يا دزدان و قاتلان انجام میدهند. گويی وزير خارجهای او ذنب لايغفری مرتکب شده است یا معصيت عظمایی که باید حتماً پيش از اتمام سفرش (که برای رساندن پیامِ خود احمدینژاد انجام شده بود) او را بر میداشتند. جزييات ماجرا هر چه باشد، صورت خبر به قدر کافی افشاگر است.
اما اين عزل تحقیرآمیز دلالت بر واقعیت ديگری هم میکند. اختلافات و تنشهای میان اصولگرايان وارد مرحلهی تازهای شده است. صحنهی سياسی امروز ايران در دست اصلاحطلبان – و بدون شک سبزها – نيست. يکهتازان ميدان کودتاچيان هستند و اصولگرايان مختلف. در این صحنهی خالی از منتقد و معترض – يعنی صحنهای که به تعبیر حکومتی باید قاعدتاً صحنهگرداناناش همه «بابصيرت» باشند – اين اختلافها آغاز درگیریهای عمیقتر و گستردهتری است.
اردشیر اميرارجمند در سخنانی که هفتهای پیشتر در دانشگاه یوسیال گفت، اشاره کرد که ريزش نیروهای طرف مقابل بسیار گسترده بوده است. اين اتفاق، تنها نشانهی بسيار کوچکی از واقعيت ریزش شديد در طرف مقابل است.
سخنان صفار هرندی مبنی بر بروز جنگ داخلی در صورت آغاز پيشرس تبليغات برای انتخابات رياستجمهوری بعدی، نشانهای ديگر بود. اين نشانهها از اين پس بیشتر و بيشتر خودش را نشان خواهد داد. در همين راستا، میتوان
نامهی دادستان تهران خطاب به غلامحسين الهام و
تعرض شديد روحالله حسينيان به صادق لاريجانی را سرشار از همين نشانهها ارزيابی کرد.
بازیگران اين درگیری که گمان میکنم درگيری پرهزینه و بسيار سنگينی برای اصولگرايان و محافظهکاران داخل نظام باشد، همه «خودی» هستند. دیگر در اين میان «غيرخودی» وجود ندارد. هر چه هستند، همه نورچشمی نظاماند که آرامآرام آغاز به دریدن هم کردهاند. آغاز این سقوط همان روزی بود که دستهای آلودهی کودتاگران تقدیس شدند و حاکميت سياسی به دفاع تمامقد از خونریزی، دروغ، ريا، قانونشکنی و رفتار و گفتار لمپنانه برخاست. اين تازه آغاز ماجراست.
پ. ن.
متکی رفت چون به لاريجانی نزديک بود (سیمیل به نقل از دیپلماسی ایرانی)