گفتم: «همه پير انتخاب میکنند، تو هم رفتی پير انتخاب کردی! انگشت به لانهی زنبور میکنی با اين کارت».
گفت: «اتفاقاً تمام نکتهاش همينجاست. اگر از اين پيرهای مرسوم و معروف به نام را به مرشدی گرفته بودم، به مرادی نمیرسيدم. وقتی پيرِ تو به اسم و رسم مسلمان باشد، يعنی دايرهای کشيدهای و هر که را خارج از آن دايره باشد، در وادی ضلالت میدانی. اما با اين پيرِ گريزپا که سر بر آستان هيچ دولت و ملت فرود نمیآورد و معروف به خرقه و لقب نيست، يعنی اسرار خدا را میتوان همه جا يافت:
گر پيرِ مغان مرشد من شد چه تفاوت؟
در هيچ سَری نيست که سِرّی ز خدا نيست!»
. . . و چه راست میگفت.