از هتل چك اوت كردهام. دارم میروم فرودگاه قبل از اينكه پروازم را از دست بدهم! گفتم قبل از رفتن از گوتنبرگ آخرين برگ سفرنامهی اينجا را بنويسم. صبحانهی مفصل امروز، بیخوابی و كمخوابی ديشب را اندكی جبران كرد. چشمهایام ولی هنوز سنگين است. به هواپيما كه برسم بايد حسابی بخوابم. پروازم برگشتام به لندن مستقيم نيست. بايد بروم كپنهاك و يكی دو ساعتی آنجا منتظر شوم تا پرواز لندن. هوا گرفته است و بوی توفان و تندباد میآيد. اميدوارم تا رسيدن من به لندن بادها بروند جای ديگری!