ملکوت

روزنوشت‌های داريوش محمدپور
یکشنبه ۹ اسفند ۸۳ :: February 27, 2005 

اسفندگان من

در اين بنای خاکی ذرات خفته‌جان
گويی ورود تو،
پيوند مهر دارد با روح خاکيان.

هر چند روز آمدنت،
در ماه مهر نيست.
با مهرِ ماه بود تمام وجود تو!

اسفندگان من!
ای جاودانه عاشقِ دوران!
معمار عشق بودی،
در خاک خسته‌ی بر باد رفته‌ام!

امروز هم،
هر روزِ من تويی.
هر لحظه‌ی خجسته‌ی اسفند ماهی‌ات،
خاکستر خموشی ديرينه‌ی مرا
همزاد شعله‌ها،
همراه بارقه‌ای پاک کرده است.

ای تابناک مهر فروزان عمر من!
ای پاک‌تر الهه‌ی شيرين خسروان،
ای زاده‌ی کيان!

امروز شاد باش و هماره تو دير زی!


تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است