«قومی را محبت خدای تعالی فرانماز و روزه آرد، و قومی را فرمانِ خدای، و قومی را اجلال و اعظام، و قومی را هیبت و قومی را طمع و قومی را ترس. و آنها که از نماز ظاهر دست واداشتند بسيار بودند. هر قومی را مانعی ديگر فراپيش آمد و شرح آن موانع را هم علی التفصيل حرام بود. و بيشتر غالط بودند آنها که به ترکِ نماز بگفتند، الا قومی که از مغلوبان بودند، به تجلی وصفی قاهر از اوصاف حق بر عمل مواظبت ننمودند. و خدای تعالی را هزار و یک نام است و به هر نامی هزارگونه تجلی کند، و هر نوعی از تجلی موجب حالی بود در سالک، و هر حالی در وی نکته و کاری دیگر پیدا کند.»
نامههای عینالقضات همدانی، ج ۱، صص ۷۳-۷۴
«بسيار کس بود که هیچ عمل نکند، از آنجا که به طریق است، اما او یک نفس خالی ننشيند از ذکر و فکر. یوم التغابن تو را واديد آید که تو را نماز فراکردن چه آورد، و منصور را از نماز کردن چه واداشت. يحشر الناس علی نياتهم. اعتبار نه به عمل است که به دل است.»
همان، ج ۱، ص ۶۲

نظرها (4)
سلام
و قومی که در مقابله با هر نوعی از جنس بشر، جامه آن کنند که ایشان خواهند. به مصداق بیدی که در مسیر باد قرارگیرد.اینان جنبش بادند و رفیق مال.
شرح اضافات بر همان:))
نثرما | شنبه، ۱۴ فروردین ۱۳۸۹، ۲۱:۰۲
با درود بر شما.من نامههاي عينالقضات را نخواندهام که امید دارم هر چه زودتر میسر شود اما مشکل مرا بسیار زیبا عنوان کردید مبنی بر لزوم بهپا داشتن ظاهر شریعت. با توجه به اطلاعات گستردهتان پاسخ خودتان چیست؟
------------------------------
فکر میکنم حرف او را درست نخوانديد. او چیزی دربارهی «لزوم بر پا داشتن شريعت» نمیگويد. حرف او از «استثنا»هاست. بعد هم او بارها گفته و نوشته است که چرا شریعت لازم است. او نه شریعت را نفی میکند که نه راه غلو بيهوده را میرود. عين القضات درجات و مراتب آدميان را در ميزان پایبندیشان به شریعت لحاظ میکند.همين و بس.
د. م.
ali | شنبه، ۱۴ فروردین ۱۳۸۹، ۰۹:۵۱
مشتاق را وازو همه این نطق
بود:
در مکر سر زلف تو بیچاره شدیم
وز قهر دو چشم شوخت اواره شدیم
از ناباکی بطبع خونخواره شدی
ما نیز کنون غلام میخواره شدیم
"نامه ها " جلد اول ص 302
رویا | سه شنبه، ۱۰ فروردین ۱۳۸۹، ۱۷:۱۵
اگر یزید روزنامه میداشت فردای عاشورای سال ۶۰ هجری چه می نوشت ؟
سرمقاله: خروش ملت خدايي سرزمين اسلام ، ديروز يکبار ديگر امواج سهمگين فتنه اخير را در هم پيچيد.
ديروز صحرای کربلا ، شاهد حماسه حضور هزاران سرباز عاشق خليفه مسلمين بود که در چشم بهم زدني طومار فتنه گران را در هم پيچيدند..سربازان عاشق خلافت چنان درسی به فتنه گران دادند که تا سالهای سال ديگر کسی به فکر ضديت با اصل خلافت نيافتد. شعار غالب ديروز در صحرای کربلا "مرگ بر ضد خلافت يزيد" بود که از حنجره سربازان رشيد اسلام ، آسمان سرزمين اسلام را شکافت و به عرش اعلی رسيد و فرشتگان نيز با اين شعار آسمانی همراهی کردند. سرباز رشيد اسلام "شمرابن ذی الجوشن" که از مدارای بيش از حد خليفه مسلمين با سران فتنه که از سر بزگواری مقام عظمای خلافت ناشی می شد صبر انقلابی اش به سر آمده بود ، تير خلاص را بر پيکر اين فتنه اخير وارد آورد. بازماندگان فتنه اخير نيز از سر استيصال و در ماندگی به تبليغات انحرافی از وقايع اين روز روی آورده و با بزرگنمايي ، وقايع غير واقعی از حوادث ديروز به خبرگزاری ها و روزنامه های ديگر مخابره کردند و اين لزوم برخورد بيشتر و جدی تر با بازماندگان فتنه را نمايان می کند. سران فتنه که پايگاه واقعی مردمی خود را ديروز مشاهده کرده بودند (حدود 72 نفر که با محاسبات انجام شده توسط تيم کارشناسی روزنامه اين عدد غير واقعی است و تعداد واقعی آنها حدود 5 تا 6 نفر بوده است) نشان دادند که لجاجت و خيره سری مي تواند تا بدانجا پيش رود که در مقابل خيل عظيم و حضور ميليونی عاشقان خلافت نيز حاضر به عقب نشينی و توبه نشدند.علی رغم دعوت به بازگشت به آغوش ملت که با بزگواری از طرف مقام عظمای خلافت مطرح شد ، سران فتنه حاضر به قبول اين دعوت بزرگوارانه نشدند. آنها راه خود را از ملت جدا کردند و کسی که در مقابل ملت و خلافت قرار گيرد سرنوشت محتومش
اگر یزید روزنامه میداشت فردای عاشورای سال ۶۰ هجری چه م | یکشنبه، ۸ فروردین ۱۳۸۹، ۰۴:۳۹