May 26, 2006

« امام حسين در دستان فقها! | صفحه‌ی اصلی | شهرت نامداران »

پليدکاری اهل خشونت

مدتی است که از فاجعه‌ی تاسوکی گذشته است. چندی پيش خبرنگار روز با سرکرده‌ی گروگان‌گيران مصاحبه کرده بود. اخيراً هم گويا بی‌بی‌سی (در راديو) کار مشابهی کرده است. اولی چنان با همدلی و مهر با قاتلان حرف زده که انگار آدم کشتن، فرق نمی‌کند آن آدم چه کسی باشد، قابل اغماض است يا بخشيدنی. من هم اول با خواندن آن مصاحبه‌ی روز خام شدم. اما وقتی آدم ته ماجرا را می‌بيند فقط بيشتر مشمئز می‌شود. آن‌ها که فيلم اين جنايت را ديده‌اند می‌فهمند چه می‌گويم. هر چه که پشت ماجرا باشد، چه ريشه‌ی اصلی ماجرا قاچاق باشد و مواد مخدر يا محروميت و تبعيض نژادی و مذهبی، هيچ کدام از اين‌ها توجيه برای قتل آن هم به چنين شيوه‌ی فجيع و سبوعانه‌ای نيست. بدتر از همه و نفرت‌انگيزتر از آن اين است که قاتلان هنگام کشتن يک انسان ديگر، نام خدا بر زبان جاری می‌کنند که روان هر انسان آزاده‌ای را می‌گزد. زشت‌تر و تلخ‌تر از اين‌ها کار رسانه‌هايی است که قاتلانی را که دست‌شان به خون انسان آلوده است، طرف سخن قرار می‌دهند و با اين کار برای آن‌ها منزلت و اعتباری ناخواسته می‌تراشند. نمی‌توان به پاس مصاحبه گرفتن از يک قاتل، مجيز او را گفت و لطفی را هم شامل حال او کرد. وقتی رسانه‌هايی چون روز و بی‌بی‌سی، خواسته يا ناخواسته دنائت و رذالت خون‌ريزی را تلطيف می‌کنند، بدا به حال مردم. به قول صاحب سيبستان، «تروريست را نمی‌توان به جای مبارز و آزادی‌خواه گرفت». نمی‌توان به بهانه‌ی اين‌که يکی از حاکميت فعلی ايران خوش‌اش نمی‌آيد يا معترض است به آن، هر عمل خلاف انسانيت و وحشيانه‌ای را توجيه کند که احياناً دل‌اش خنک شده باشد. ما پيش از اين‌که هر گونه جهت‌گيری سياسی يا دينی داشته باشيم، انسان هستيم. جان اين انسان قداست دارد و با هيچ چيز قابل معاوضه نيست. در برابر قداست جان انسان‌ها حساس باشيم.

اين ماجرای گروگان‌گيری و قتل البته ماجرای پيچيده‌ای است. نه می‌توان نقش نفوذهای آن سوی مرز در پاکستان و القاعده را ناديده گرفت و نه می‌توان نقشِ جهت‌دهی‌های خارجی را فراموش کرد. فيلم را که ببينيد، شباهتِ اين رفتارها با نوع حرکت‌های گروگان‌گيری و قتل در عراق شباهت زيادی دارد. به هر روی، نکته‌ی مهم اين است که تحت هيچ عنوان و به هيچ مستمسکی نمی‌توان چهره‌ی خوبی از کسی که مرتکب قتل می‌شود ارايه داد. جای هيچ بحثی نيست که بلوچستان منطقه‌ی محرومی است و رسيدگی به آن نمی‌شود و البته بايد دولت را در قبال محروميت و تبعيض‌ها پاسخگو دانست. اما هيچ يک از اين‌ها توجيه‌گرِ تلطيفِ چهره‌ی کريه تروريسم و آدمکشی نيست. وقتی راديوی بی‌بی‌سی (باز صد رحمت به شعور بخش آن‌لاين‌اش!) با اين‌ها صحبت می‌کند، يعنی در درجه‌ی نخست به آن‌ها اعتبار داده و ناخواسته به شيوه‌ی پليدِ آن‌ها مشروعيت داده است. به گمان من هم روز و هم بی‌بی‌سی يک عذرخواهی بزرگ به ملت ايران و به تمام آزادی‌خواهان صلح‌جو بدهکارند. برای اين خبط بزرگ هيچ توجيهی وجود ندارد.

مطالب مرتبط:
فيلم فاجعه‌ی تاسوکی (انتخاب)
مصاحبه‌ی روز با قاتلان
ترور نشانه‌ی سرطان است (سيبستان)
«تحت اشراف» (يادداشت معترضانه‌ی بهنود)

(496 کلمه)

مطالب مرتبط

...

کتاب، ناموس آدم کتاب‌باز است

چند سياست‌مدار عصبی در آمريکا

چاک جهل و حمق . . .

پازل تاريخ و چند حاشيه‌ی ديگر

دو حاشيه

در فضيلت شجاعت و صراحت

نظرها (10)

سلام ای کاش حرفهای دیگر شما این گونه نباشد که بدون آن که به مصاحبه رادیو بی بی سی گوش داده باشید و حرفها و مصاحبه های قبل یا بعد آن را شنیده باشید حرف بزنید. من گوش دادم آن شب و به نظرم اصلا چیز بدی نبود. فیلم ها هم بعدا منتشر شد.

گاه قضاوت اخلاقی از نوع کانتی محافظه کار ترین نوع قضاوت و ساده ترین آن است. قتل اخ است پس...
شما که احساس وظیفه کرده اید در مورد اعمال آن گروه( عمل که نه بلکه روش) قضاوت کنید پس پیش از آنرا هم قضاوت کنید.
نکند در نظر شما هر دو ناپسند و مذموم است. همین، فقط ناپسند! این نظر شما زندگی مرا و آنها را عوض نمی کند. من و آنها نیاز به اقدام داریم. بگو چه بکنیم که آقای کانت هم راضی باشد.

استاد نقد من بر اقدام سابق جناب اركون رو بخون و نظر بده نممنونم

"دوم اینکه اگر به آزادی بیان قایل باشیم حتی یک تروریست حق بیان دیدگاهش را باید داشته باشد" این همیشه برای من سوال بوده که این حقوقی که ما برای "انسان" قائلیم، مثل همین آزادی بیان، تا کجا اعتبار دارد؟؟ یک "انسان" تا کی "انسان" است؟ باید چقدر جرم و جنایت انجام دهد تا از شان انسانیش ساقط شود؟؟ آزادی بیان را با حق دفاع از خود اشتباه نگیرید. مسلما یک جنایتکار حق دارد و مطلقا حق دارد در محکمه از خود دفاع کند، اما آزادی بیان شان دیگری است. ما حقوقی برای انسان قائلیم، درست. اما آیا هر موجود دوپایی انسان است؟؟؟؟

خشونت بد است ولی فاشیسم از ان هم بدتر است خدا ریشه پان فارسیستهای فاشیست را بسوزاند

آقا شما اين گفتگوي بي بي سي با ريگي را بالاخره خودت شنيده اي يا نه؟ اگر بله که آن "گويا" در متنت چه مي کند؟ و اگر نه...!
ضمنا آن فيلم آدمکشي ربطي به اين ماجرا ندارد و انتخاب به اشتباه گذاشته. فيلم مربوط به کشتن پسر يکي از همتايان ريگي است به انتقام.
البته به هر حال فجيع است.
ضمن اينکه با کليت حرفت موافقم. به خصوص در مورد روزآنلاين.

***

عزيز جان،

بی‌بی‌سی آنلاين اين مصاحبه را انجام نداده بود. مصاحبه ابتدا در راديو پخش شده است اما به هر تقدير ظاهراً به دليل يک آگاهی ناخودآگاه فهميده بودند چه سوتی عظمايی است که در آنلاين منتشر نشده است. اما «گويا» به اين دليل بود که من برای فايل صوتی آن گفت‌وگو لينک نداشتم و الا خبرش کاملاً موثق و درست است. در ضمن محض اطلاع امت شهيد پرور می‌نويسم که بی‌بی‌سی چه راديو باشد و چه آنلاين هيچ دخلی به «دولت»‌ انگيس ندارد. بی‌بی‌سی رسانه‌ی دولت نيست.

درباره‌ی فيلم هم من چيزی نمی‌دانستم. همان را می‌دانم که همه می‌دانند. اما باز هم نفس ماجرا تغييری نمی‌کند. قتل، قتل است. چه قتل رقيب باشد، چه قتل آدم بی‌گناه. خون‌ريزی پليد است و بايد خون‌ريزی را از سوی هر کسی که صادر می‌شود و به هر انگيزه و بهانه‌ای تقبيح کرد.

دوست عزيز داريوش خان،
سايتهاي بي بي سي و روز‌آنلاين در ايران فيلتر شده اند. لطفا وقتي به آنها لينک مي دهيد، لينک را همراه فيلترشکنش بدهيد که بتوانيم باز کنيم.
تشکر.
***

من آدرس فيلتر شکن ندارم اين‌جا. مسلماً در ايران بهتر می‌شود آدرس فيلتر شکن پيدا کرد تا اين‌جا!!!

قصه‌ی مبهمی است. چطور می‌شود که بلوچ بی‌سواد صاحب سایت می‌شود، از جنایاتش فیلم می‌گیرد و به فاصله‌ی 24 ساعت یک شهر را پر از سی‌دی‌های صحنه‌ی جنایت‌اش می‌کند و 25 سال بیش‌تر ندارد. چه کسی از تبلیغ مالک سود می‌برد؟ به نظرم حتا نوشتن در این‌باره هم باید با درنظر گرفتن جوانب مختلف باشد چرا که ممکن است مطلب ما هرچند ساده اما مبلغ این جوان 25 ساله‌ی جانی باشد. یک توصیه: فیلم را نبینید بهتر است!

دوست عزیز,
از آنجا که مطالب شما همیشه با دیدی باز و لحنی بی طرفانه ( تا حد ممکن!)به نظرم آمده، با خواندن مطلب جدید چند نکته به ذهنم رسید.
مطلب شما در مورد تروریسم کاملا بجاست اما اعتراض شما به مصاحبه هرچند تا حدی درست ، بسیار تند و تیز است و تا اندازه ای غیر منصفانه.
مصاحبه با یک تروریست به نظر من کاملا لازم است . یک به دلیلی که در مطلب آقای بهنود به آن اشاره شده. دوم اینکه اگر به آزادی بیان قایل باشیم حتی یک تروریست حق بیان دیدگاهش را باید داشته باشد. سوم، از دیدگاه جامعه شناختی مطرح شدن این امور اهمیت بسیار بالایی دارد. صرف ریشه یابی یا بیان دیدگاههای تروریسم توجیه یا تلاش برای بخشش تعریف نمی شود.
و...
امیدوارم توانسته باشم تا حدی منظورم را بیان کنم...
بابت نوشته و لینک ها ممنون.
موفق باشی

***

حرف شما متين. نفس مصاحبه کردن چندان ايراد ندارد که همدلی کردن با قاتل. اين همدلی کردن است که قبيح است. «حق بيان» هر انسانی - از جمله تروريست - به جای خود. اما «حق قتل و آدم کشتن» و «حق همدلی کردن با خون‌ريزی» خلاف اصول اوليه‌ی انسانی و دموکراسی و پرهيز از خشونت است. خشونت را به هيچ عنوان و تحت هيچ شرايطی نبايد تطهير کرد. اين شامل همه می‌شود. هر چه بود،‌ هم روز و هم بی‌بی‌سی خيلی خوب می‌توانست با احتياط بيشتری عمل کند. در کار آن‌ها چيزی که بيش از همه مهم است ذوق‌زدگی و خبر ساختن و ترفيع درجه گرفتن است نه کار خبری و اصولی و متعهدانه و مسئولانه کردن و «ريشه‌ يابی».

بلی دوست عزیز خشونت به هر صورت که باشد ناخوشایند است اما شاید این حرکات خود حقد و کینه ای باشد که در اثر خشونت بوجود آمده اند.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats