هزار انديشهی تابناک و بیتاب در ذهنام جوانه میزند و يک به يک پر پر میشود. لحظههای ناب به شتاب میآيند و مانند شهاب از آسمان جانام میگذرند. آنچه به ذهن و ضمير میآيد، مجال جاری شدن بر زبان نمیيابد و حتی راه قلم نمیداند. جوانههایام در اين برهوت خشک زير تيغ آفتاب بیدريغ میسوزند و پژمرده میشوند. هزار حرف دارم برای نوشتن. صدها اشارت. صدها نکتهی به خون دل پرورده. فرصتی نيست. زمان مثل باد صر صر از من میگريزد و من میمانم و حسرت رؤيايی تعبير ناشده. حرفها، کلمات، عبارات منطوی در اشارات دارند خاکستر میشوند و من هيجانام به کسری از ثانيه هم نمیرسد! مرا چه میشود؟!

نظرها (4)
سلام آقا، سال نو شما مبارک. سلطان بانو رو زیاد سلام برسونید
دست ... | شنبه، ۱۰ دی ۱۳۸۴، ۲۱:۲۴
راستش را بگو داريوش جان.
در هياهو و غوغاي افكار گوناگوني كه در مغزم به پا شده بود آن گوشهي دنج ننشسته بودي؟
آخر هر چه گفتهاي حكايتيست كه اين روزها مدام در مغزم تكرار ميشود.
مسعود برجيان | شنبه، ۱۰ دی ۱۳۸۴، ۲۱:۰۴
بركت زمان اين ايام بسيار بسيار كم شده است و ناياب... زمان از برابر ديدگان همهگان ميگذرد بسان برق و نميتوان به نحوري مطلوب از آن بهره جست... چه پيشامدهاست برما...
محسن | شنبه، ۱۰ دی ۱۳۸۴، ۱۴:۳۷
سلام. چرا scroller شما سمت چپ است؟ لابد چون فارسی از چپ به راست است...؟ فلسفه سمت راست بودن scroller این است که اکثر مردم راست دستند و ماوس را در گوشه راست تصویر نگاه می دارند. لطف کنید نظری بیافکنید.
mehran | شنبه، ۱۰ دی ۱۳۸۴، ۰۵:۳۹