« March 2005 | صفحه‌ی اصلی | May 2005 »

بايگانی: April 2005

April 30, 2005

تغييرات تازه‌ی ملکوت

ممکن است تا دو سه روزی به اينترنت دسترسی نداشته باشيم به خاطر اسباب‌کشی. در نتيجه، توضيحات لازم و ضروری را برای تمامی خوانندگان ملکوت و نويسندگان ملکوت همين‌جا اضافه می‌کنم. چه بسا، شايد، احياناً، تصادفاً، دست بر قضا، همين‌جوری عبوری، همگی جميعاً آمدند همين‌جا و فهميدند در ملکوت چه خبر است!

مهم‌ترين تغيير مشهودی که در سيستم تازه پيش آمده است اين است که هر کس نظری در يکی از وبلاگ‌های ملکوت می‌گذارد، اين نظر در صفحه‌ی مربوطه درج نخواهد شد مگر اين‌که نويسنده‌ی وبلاگ قبلاً آن را تأييد کرده باشد. پس اگر در يکی از وبلاگ‌های ملکوت نظری داديد و ديديد نظرتان بلافاصله ظاهر نشد، دوباره پيام‌تان را ارسال نکنيد. يک بار فرستادن کافی است. بقيه را بگذاريد به عهده‌ی نويسنده‌ی وبلاگ. نويسندگان ملکوت هم کافی است هر بار که داخل مووبل تايپ می‌شوند در ستون سمت چپ روی قسمت کامنت‌ها کليک کنند و کامنت‌های تازه را ببينند و در صورت تمايل تأييد کنند. چون سيستم را از مووبل تايپی قديمی ارتقاء داده‌ام، هنوز در بخش نظرها پيام مربوط به دريافت نظر درج نمی‌شود. اين است که کسانی که کامنت می‌گذارند ممکن است گيج شوند که با اين توضيح، ان‌شاء الله رفع ابهام خواهد شد. برای صاحب سيبستان هم اضافه کنم که در فونت‌ها هيچ تغييری حاصل نشده است. کافی است به همان شيوه‌ی پيشينی که تا به حال مطلب می‌گذاشته‌ايد، مطالب را اضافه کنيد. در صورتی که هم که بخواهيد می‌توانيد اصلاً اين بخش تأييد نظرات را غير فعال کنيد تا هر کس دل‌اش خواست مستقيم نظرش را بگذارد. اين‌ها را بعد توضيح می‌دهم. اما اصلاً مشکل نيست که فکر کنيد غير فعال کردن آن آپولو هوا کردن است! اين‌ها را داشته باشيد تا سه‌شنبه که هم تعطيلات (بريتانيايی) تمام شده است و هم اينترنت ما دوباره وصل می‌شود.

April 29, 2005

اذان: از آن محبوب ازلی

رحيم مؤذن زاده‌ی اردبيلیحدود دو سال پيش، سيد خوابگرد يادداشتی نوشته بود درباره‌ی اذان رحيم مؤذن زاده‌ی اردبيلی که گويا این روزها بيمار است و در بستر و شايد روزهای آخر عمرش را سپری می‌کند. با خودم گفتم خوب است الآن که وقتِ وقت است يادی از او شود و فضای «ملکوت» آکنده از بانگ اذان باشد که:
می صبوح و شکر خواب صبحدم تا چند
به عذر نيم‌شبی کوش و ناله‌ی سحری

من با اين اذان خاطره‌هايی دارم شيرين و دلنواز، اذانی که يادگار دوران کودکی است. خاطرم هست که از زمانی که هنوز طفل خردسالی بودم و تابستان‌ها اين طفل شرور آتش به پا کن، درد سر هميشگی مادر بزرگ بود، غروب‌ها بانگ اذان مرا به عبادت می‌کشاند. آن روزها عبادت ذوقی خاص داشت، ذوقی که نمی‌دانم چگونه است اکنون. شيرين‌تر شده است؟ نمی‌دانم. اين قدر می‌دانم که ديگر شده است. اما اين اذان برای‌ام کلی ذوق داشت. اذان مؤذن زاده را همگان می‌دانند که با سانسور پخش می‌کنند در صدا و سيمای وطن به گناه اين‌که در اذان تحرير آواز گونه‌ای دارد که از نگاه فقها، غنا به حساب می‌آيد و صد البته که گناه است!

بنا به روايت و تأييد تلفنی سيد رضای خوابگرد، فايل زير، اذانی است که مؤذن زاده‌ اردبيلی می‌گويد:
اذان رحيم مؤذن زاده‌ی اردبيلی
اين اذان، علاوه بر تحريرهای مختلفی که در خلال خواندن آن هست، آياتی از قرآن و ادعيه‌ای هم بعد از هر بند اذان دارد که البته طبق معمول حضرات فقها سانسور می‌شود. گويا، نوار اذان کامل مؤذن زاده در ايران موجود است و من در اين‌جا به آن دسترسی ندارم. اذان ديگر، اذان سليم مؤذن زاده‌ی اردبيلی است.

اين هم اذانی است که گمان می‌کنم در مشهد در حرم امام رضا پخش می‌شود: اذان مشهد (اگر غلط است کسی تصحيح کند). دو اذان ديگر ناشناس (!) هم يافته‌ام که نمی‌دانم چه کسی گفته است و از کجا پخش می‌شود!
اذان 1 و اذان 2.
برای اين‌ها بخش مستقلی در قسمت طربستان (اذانستان!) در نظر می‌گيرم تا راحت‌تر بشود آن‌ را شنيد.

يادداشت‌های مربوط:
اذان مؤذن زاده (خوابگرد)
صدای اذان (مکتوب مهاجرانی)
اذان مؤذن زاده و موسيقی دستگاهی (روزنامه ايران)

April 28, 2005

ارتقاء ملکوتی - (قابل توجه اهالی ملکوت)

خوب. بعد از چند اقدام متهورانه، بالاخره، مووبل تايپی را که ملکوت با آن کار می‌کرد، ارتقاء دادم و علی‌الظاهر همه چيز دارد خوب کار می‌کند. اميدوارم هيچ ايرادی در ميان نباشد، اما هر ايرادی هم اگر باشد، ايرادهای جزيی هنگام ارتقاء است که اميدوارم به زودی رفع شود. از بد حادثه و طبق معمول ساکنان ملکوت چندان پراکنده‌اند و برخی چندان دور از دسترس که نمی‌توان به همگی اين تغيير را اطلاع داد. در نتيجه‌، در ظرف يکی دو ساعت تمام فايل‌ها را بک‌آپ گرفتم و کارها را انجام دادم. می‌دانم که مدتی طول خواهد کشيد که نويسندگان ملکوت به اديتور تازه خو بگيرند، اما اين نسخه‌ی تازه‌ی مووبل تايپ مزايای فراوانی دارد که بعد از آن خواهم نوشت. توضيح اين‌که صفحه‌ی اديتور مووبل تايپ عجالتاً به همان وضعيت قديمی بر گشته است که به تدريج درست‌اش می‌کنم. تغيير دادن فايل‌ها کمی وقت می‌برد. مدتی صبوری کنيد، درست می‌شود!

April 26, 2005

از مشکلات علم تاريخ

در علوم انسانی يکی از علومی که شايد جفای زيادی بر آن رفته است، تاريخ است. شايد اگر امروز به کسی بگويند تو تاريخ نمی‌دانی خيلی ناراحت بشود. همه دوست دارند خودشان را عالم تاريخ بدانند چون علی الظاهر تاريخ بايد چيز ساده‌ای باشد و بخش واجبی از معلومات عمومی. در نتيجه، هر کسی که اين تاريخ را به منزله‌ی «معلومات عمومی» در اختيار نداشته باشد، حتماً چيزی در کنار همگنان‌اش کم دارد!

ادامه‌ی «از مشکلات علم تاريخ»

April 25, 2005

با من صنما دل يکدله کن

امروز در حين کار داشتم قطعات «گنج سوخته» را گوش می‌دادم که به همت «واحه» و امير حسين سام به دستم رسيده است. يک تصنيف از تاج اصفهانی و دو تصنيف از مرحوم رضوی سروستانی روز مرا ساختند. اين بيماری لجوج حال و روزی برای‌ام نگذاشته است و اين کارهای متعدد نفس آدم را می‌برد. همين نغمه‌های کهن است که شب و روز مرا می‌سازد و باز می‌کشاندم تا نفس به نفس پيوند بزنم که:
هر که جوينده، باشد يابنده
دل دارد زنده، بس کن آه و فغان!

اين تصنيف «صبحدم» مرحوم تاج را گوش بدهيد و «با من صنما» و «مبر از ياد مرا» از رضوی سروستانی را. شايد شما هم چون من لذتی برديد و روزی روزتان حاصل شد.

پ.ن. اين هم «باز آمدم» هنگامه‌ی اخوان.

April 18, 2005

وبلاگ‌نويسی پيامبری نيست

درباره‌ی آداب و احوال وبلاگ‌نويسی تا به امروز بحث‌های نظری زيادی شده است و کمابيش خطوط اصلی ماجرا روشن است. نويسندگان حلقه‌ی ملکوت هم در مناسبت‌های مختلف اشاره‌هايی به اين بحث داشته‌اند. وبلاگ‌نويسی، فعاليتی است بی‌مرکز که در آن هيچ کس برای ديگران البته نه حجت است و نه تکليف می‌تواند تعيين کند. اما همين تعبير چندان مناقشه‌آميز است که هنوز آن بحث کشدار را تمام نکرده است. قول به بی‌مرکز بودن وبلاگ، گاهی اوقات، چه بسا در بسياری از اوقات، پهلو به پهلوی هرج و مرج و بی‌ در و پيکر بودن می‌سايد. بسيارند که قايل‌اند به اعتبار وبلاگ‌نويسی هر کس هر چه می‌خواهد می‌تواند بگويد و هر کاری خواست می‌تواند بکند.

ادامه‌ی «وبلاگ‌نويسی پيامبری نيست»

April 17, 2005

طالب شهيدی و رنج‌های ما

زياد الله شهيدی و طالب شهيدی، به همراه شوستاکوويچ - عکس‌ها از سايت شهيدیامشب برنامه‌ی آشنايی با طالب شهيدی، آهنگساز تاجيک را، در کتابخانه‌ی مطالعات ايرانی دکتر آجودانی، تا نيمه شاهد بودم.

ادامه‌ی «طالب شهيدی و رنج‌های ما»

April 15, 2005

ذوق حضور

داشتم شجريان گوش می‌دادم، اين دو بيت عطار ناگهان آتش‌ام زد:
آن‌جا که عاشقان‌ات يک‌دم حضور يابند / دل در حساب نايد، جان در ميان نگنجد
اندر زمين دل‌ها گنجی نهان نهادی / از دل اگر بر آيد، در آسمان نگنجد

مگر من خراب و ويران گنجايش آن‌ سلطان پر هيبت را داشتم؟ نمی‌دانم. شايد داشتم که اين همه بهره‌های بزرگ را نصيب‌ام کرد و جان تلخ‌ام را به نوازش‌های لطيف‌اش حلاوت بخشيد. اين سال‌های آخر، انگار بی‌پروا به جراحی عشق نشسته بودم. انگار نمی‌خواستم تعادل اين هستی سنگين به نفع عشق به هم بخورد و عقل را در اين ميانه زيان‌کار ببينم. به پشت سر که نگاه می‌کنم می‌بينم که اين سه سال و اندی که در ميان اين باختريان گذرانده‌ام انگار همه‌اش آموزش شک و تعليم موشکافی و دقت بوده است. ديگر کمتر از آن همه شيدايی و بی‌پروايی و جنون در خودم نشان می‌بينم. شايد همه‌اش اختيار نيست. بعضی از اين رفتارها به اقتضای وقت است که عوض شده است. هر حالی ادبی دارد و هر مقامی شأنی. گويی ادب اين مقام شده است احتياط و سنجش و باريک‌بينی.

ادامه‌ی «ذوق حضور»

مشکل سِرور ملکوت

دو سه روزی است که سِروری که ملکوت روی آن قرار دارد، دچار ترافيک وحشتناکی شده است. گويا، به روایت از گردانندگان هوستينگ‌مترز، وبلاگ يا سايتی در کانادا در حال حاضر موضوع سياسی داغی را مطرح کرده است که باعث ترافيک سنگين سِرور شده است. در نتيجه اگر گاهی اوقات می‌بينيد صفحات ملکوت پيغام‌های نامربوط و عجيب و غريب می‌دهد، مشکل از جانب ما نيست. هر چه هست از قامت ناساز و بی‌اندام هوستينگ‌مترز است که بزرگراه اطلاعاتی اين سِرورش اين‌قدر تنگ است!

پ.ن. بعد از چندين ساعت پی‌گيری مرتب با هوست ملکوت، سايتی را که در سرور ما ترافيک اضافی ايجاد کرده بود، به سروری ديگر منتقل کردند، در نتيجه آن فشار مصيبت‌آفرين از روی سرور ما برداشته شد و مسأله حل است الآن.

April 12, 2005

وبلاگ‌های فارسی:‌ مصيبت موتورهای جست‌وجو

عنوان بالا زياد فريب‌تان ندهد. نه اين‌که بيخودی بگويم. اما وبلاگ‌های فارسی هم به موتورهای جست‌وجو خدمت کرده‌اند، هم خيانت. کافی است بخواهيد دنبال يک کلمه‌ی کليدی به فارسی در اينترنت بگرديد، بلافاصله صدها لينک به وبلاگ‌های فارسی، علی‌الخصوص به ميزبان نه چندان شريف پرشين‌بلاگ (هر جور که خودشان می‌نويسندش!) پيدا می‌کنيد. شايد وقتی وارد صفحه‌ی آن‌ها می‌شويد، مطلب ربط چندانی به کلمه‌ی مورد نظر شما نداشته باشد. اين تفاوت بزرگ‌اش با فضای انگليسی زبان است. وقتی به زبان انگليسی دنبال چيزی می‌گردی، عموماً، حداقل تا حالا، به معتبرترين و مربوط‌ترين صفحات و لينک‌ها می‌رسی. اما وضع زبان فارسی اين‌گونه نيست. وبلاگ‌های فارسی، آلودگی زبانی در اينترنت ايجاد کرده‌اند. آدم اعصاب‌اش خرد می‌شود وقتی می‌بيند برای يافتن چيزی سر از وبلاگی در آورده‌ای با ادبیات سست و نحيف و تعبيراتی مضحک و نامربوط. 

با اين‌حال، این «آلودگی وبلاگی» چندان هم مضر و بی‌خاصیت نيست. بسيار پيش آمده است که به دنبال تک بيت يا قطعه‌ای از شاعری می‌گشته‌ام و همين وبلاگ‌های آلاينده مشکل‌ام را حل کرده‌اند! پس با وجود تمام مضرات آلاينده‌شان، وبلاگ‌ها کلی خدمت هم کرده‌اند. اما اين‌که در دراز مدت،‌ اين آلايش وبلاگی چه تأثيری بر زبان فارسی ما که از هر سو لگدی خورده است، وارد می‌کند،‌ بحثی است که اهل فن بايد به آن بپردازند. از این گذشته، تصور می‌کنم کسانی که سايت‌ها يا وبلاگ‌ها متعبر و وزينی به زبان فارسی دارند، بهتر است اهتمام بيشتری بورزند تا سايت‌شان يا وبلاگ‌شان به راحتی در موتورهای جست‌وجو در دسترس باشد و بالاترين مقام را در ارايه‌ی لينک‌ها مربوط داشته باشند. کاش اهل فن و ارباب نظر، اين بحث ظريف و جزيی و ظاهراً حاشيه‌ای را ادامه دهند و دقيق‌تر در آن نظر کنند.

April 8, 2005

اصلاحات در واتيکان

نخست اين‌که در روز خاکسپاری پيشوای مسيحيان کاتوليک، چه بسا بهتر باشد از بيرون به شخصيت پاپ و خدمات او نگاه کنيم تا اين‌که بخواهيم خطاها و تناقضات او را ببينيم. به اشاره‌ی عزيزی، در اشپيگل، به اين مقاله‌ی انتقاد آميز هانس کونگ،‌ متأله کاتوليک سوييسی در تحليل خطاها و تناقضات پاپ ژان پل دوم بر خوردم. جدای از ياد نيک پاپ در گذشته، شايد جای آن باشد که نگاهی دقيق‌تر به رفتار کلی او بيندازيم. در ذيل، بخش‌هايی از مطلب کونگ را می‌آورم با تصرفاتی جزيی. 

ادامه‌ی «اصلاحات در واتيکان»

April 7, 2005

تير خلاص به بلاگ‌رولينگ

به مدد رامين عزيز بالاخره از اين ليست مصيبت‌بار بلاگ‌رولينگ خلاص شديم. محض اطلاع تمام خوانندگان وبلاگ‌های حلقه‌ی ملکوت می‌نويسم که از اين به بعد برای مشاهده‌ی آخرين به روز شده‌های ملکوت، فقط به صفحه‌ی اصلی ملکوت مراجعه‌ کنند و به پينگ‌های دروغين بلاگ‌رولينگ اعتمادی نکنند. شايد اين تدبير باعث شود آن آدم بيماری که وقت خودش و صدها نفر آدم ديگر را با اين کار تلف می‌کرد، سر عقل بيايد. شايد هم بلاگ‌رولينگ حيا کند و فکری به حال سرويس بی‌در و پيکرش بکند. از اين به بعد تنها در صورتی يک وبلاگ ملکوت در اين ليست صفحه‌ی اول پينگ خواهد شد که نويسنده‌اش چيزی به وبلاگ‌اش بيفزايد و آن را به روز کند. اگر در ليست صفحه‌ی اصلی با اشاره‌گر ماوس به نام هر يک از وبلاگ‌ها، که به ترتيب به روز شدن از بالا به پايين مرتب شده‌اند، اشاره کنيد، تاريخ آخرين به روز شدن آن را خواهيد ديد و ناچار نخواهيد بود به تمام صفحات سر بکشيد. به جای آن مزاحمان آزار رسان، من از خوانندگان ملکوت عذر می‌خواهم!

April 5, 2005

ای گل خوش نسيم من! بلبل خويش را مسوز!

مثل‌ آدم‌های گيج و منگ به در و ديوار نگاه می‌کنم و احساس می‌کنم همه چيز دارد ورم می‌کند! انگار اين ديوار که کنار من است نرم است. انگار می‌شود دست‌ام را بکنم توی‌اش و از آن طرف بيايد بيرون. يعنی همه چيز اين‌جوری است؟ اين فکر‌ها که به مغزم هجوم می‌آورد، باز ياد تو می‌افتم که پس تو اين وسط چه کاره‌ای؟

ادامه‌ی «ای گل خوش نسيم من! بلبل خويش را مسوز!»

April 4, 2005

حجت موجه

تو را نمی‌توان دوست نداشت. از هر سو طعنه‌ای و ملامتی هست، اما حسن خلق و لطافت طبع تو را با هيج نتوان معاوضه کرد. بعضی وقت‌ها، آدم تنها با نگاهی و سخنی و لبخندی، مسحور و محبوس می‌شود. حکايت تو با ما و همه‌ی دلشدگان، حکايت مهری است که با شير مادر در بدن رفته است و با جان از تن برون می‌شود. نمی‌شود تو را دوست نداشت. شايد کسی باورش نسبت به تو سست شود، شايد اعتقاد مؤمنانه‌ی زاهدان خلل پذيرد، اما اين دوستی محکم‌تر از آن است که به ملامت برود. بعضی چشم‌ها، بی‌کران‌اند و راه به دريا دارند. بعضی نگاه‌ها چون خورشيدی که بر خاک منجمد و مرده می‌تابند، دل‌ها را به جنبش می‌آورند و تو را آن نگاه و آن چشم‌ها هست! اگر از سطح خاک و زمين هم به تو بنگرند، اگر تو را چون بشری معمولی هم ببينند، باز هم نمی‌توان مهر را از تو دريغ کرد که خداوندگار مهر ورزيدن و شفقت بر نوع انسانی. افتاده‌ام در دايره‌ی مهر. هر چقدر می‌چرخم باز هم نقطه‌ی اول و آخر اين گردش بی‌ آغاز و انجام تويی. هر چه را بگيرند، نمی‌توانند اين مهر ساده و بی‌ريا را بگيرند، مهری که از آن صدای صميمی و پر محبت و آن سخنان لطيف و پر عطوفت می‌جوشد، در سنگ خاره هم اثر می‌کند. نه، نمی‌توان تو را بيان کرد. بگذار باقی را به خلوت دل برای خيال زمزمه کنيم که خيال‌های روحانی وفادارترند از نقش‌‌های پراکنده که واصفان از تو می‌گويند.

April 1, 2005

پينگ‌های آزاررسان

اين ماجرای پينگ‌های بی‌خود و بی‌جهت،‌ جدی شده است. يک نفر بيکار يا بيمار نشسته است و همين‌جوری از سر بخار معده صفحات ملکوت را پينگ می‌کند. اين صفحه‌ی اصلی را تا مدتی بر می‌دارم تا خيال طرف راحت بشود. از اين به بعد، از لينک‌های صفحه‌ی خودتان و آدرس‌های مستقيم وبلاگ‌ها، صفحات حلقه‌ی ملکوت را بخوانيد تا آن بيکار برای‌اش کار آبرومند و نان و آب‌داری پيدا شود و دست از اين مسخره‌بازی‌ها بر دارد!

گمان می‌کنم بايد اهالی وبلاگ تدبيری جدی برای اين ماجرای پينگ‌های بی‌حساب و کتاب بينديشند. فکر نمی‌کنيد خوب باشد با اين بلاگ‌رولينگ مادر مرده تماسی بگيريم و اين ماجرای مضحک را به آن‌ها بگوييم؟ کسی راهی می‌داند؟

پ.ن. مقصودم از صفحات حلقه‌ی ملکوت،‌ وبلاگ‌های مختلف است. کسی که پينگ می‌کند، آدرس وبلاگ‌ها را پينگ می‌کند، نه يک مطلب يا انتری خاص را.

Free counter and web stats